تبليغاتX
پشت دیوار انتظار

پشت دیوار انتظار

در زندگی ممکن است انتظارات زیادی داشته باشیم در حالی که چشممان را به داشته هایمان بسته ایم


داشت با خودش حرف می زد و راه می رفت . خیلی وقت بود که ندیده بودمش .جلویش را گرفتم تا کمی سر به سرش بگذارم.
 پرسیم کجا؟
-    نمی دانم
-    کی اومدی؟
-    35 سالی هست!
نگاهی عاقل اندر سفیه به وی انداختم . گفتم:
-    برای چه آمدی؟
-    فکر می کردم آمده ام بالغ شوم. اما الان می بینم چه اشتباهی کرده ام!
-    پس چی؟
-    نمی دانم درست فکر می کنم یا نه شاید دوباره به این نتیجه برسم که اشتباه فکر می کنم!!!
-    خوب حالا به چی فکر می کنی؟
-    فکر می کنم آمده ام عقلم را از دست بدهم. آمده ام دل بدم نه دل بسپارم . اومدم عاشقانه عشق بورزم . اومدم جنون را به نمایش بگذارم . کار دل را  از حساب و کتاب بیرون اندازم.
-    داشتم با خودم در مورد حرف هایش فکر می کردم . تا خواستم سوال کنم که عاشق چی ؟ عاشق کی؟ عشق به چی؟ دیدم دارد از من دور می شود . همانطور که از من فاصله می گرفت بلند گفت : در اینجا باید دل داد اما دلبند نشد.

+نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت12:1توسط امیر | |

می خواستم چیزی بنویسم. نتوانستم .

 

تو دلیلش رو می دانی؟ شاید بعداً !!!

 

 در تلخ کامیت بیادم باش.

 

+نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت16:39توسط امیر | |

داشتم براي خود در اينترنت جستجو مي کردم چشمم به خبر زير افتاد:
برنده مسابقات گنگ بنگ
گنگ بنگ به نوع خاصي از س ک س گروهي گفته مي شود كه در آن يك زن با افراد زيادي همبستر شده و سعي مي كند حتي المفدور اين افراد بيشتر باشند . تاريخ گنگ بنگ به روم باستان و ملكه هاي آن زمان برمي گردد.اين نوع س ک س ظاهرا طي قرن ها فراموش شده بود تا اينكه چند سال پيش توليد كننده فيلم هاي پورنو در آمريكا به بهانه مسابقات گنگ بنگ فيلم هاي جندي از اين موضوع تهيه كردند و از سال دو هزارو دو مسابقات گنگ بنگ كه كم كم ميرود تا شكل فدراسيون و مسابقات فانوني به خود بگيرد در كشور لهستان برگزارشد و خانمي به نام كلوديا فيگورا كه گويا از هنرپيشگان پورنو آن كشور نيز هست به مقام قهرماني مسابقات رسيد . اين مسابقه روز دهم فوريه سال دوهزارو دو در شهر ورشو برگزارشد و مراسم آن از تلويزيون مدار بسته اي در حوالي محل مسابقات به صورت زنده پخش گرديد . در اين مسبقات كه از ساعت ده صبح تا شش بعد از ظهر طول كشيد ، كلوديا با 646مرد همبستر شد و توانست ركورد قبلي را كه 626 نفر و متعلق به خانم هوستون از آمريكا بود بشكند . هر عشق بازي خانم كلوديا مي بايد بين سي تا شصت ثانيه طول مي كشيد تا شش دوربيني كه مراقب كار وي بودند زمان را به داوران ، قابل قبول اعلام كنند . خانم مريام از برزيل با 633 مورد همبستري مقام دوم و خانم كلر براون از انگليس با 466 مورد مفام سوم را به دست اورد . مي گويند وقتي داوران پيروزي اورا اعلام كردند ،  اشك شادي به چشم اورده و صميمانه خدا را شكر كرده است .يكي از داوران مسابفه به او لقب پراد آف پولاند يا مايه غرور لهستان داده است و خانواده اش گفته اند كلوديا همانند مادام كوري افتخاري جاويدان براي لهستان كسب كرده است .
واقعا نظر شما چه مي باشد. داشتم به اين فکر مي کردم که اين موجود دوپا چه هنري دارد؟
وقتي کسي نيت مي کند به ورطه تباهي و پستي وارد شود به چه سرعتي و چه درجاتي مي رسد؟. انتهاي اين دره کجاست؟ يا کسي که انواع و اقسام قتلها و جنايتها را انجام مي دهد. و يا کسي که ..... نمي دانم کاري جز آلوده کردن طبيعت و روح جمعي انساني کار ديگري وجود ندارد؟ ايا هيچ جانور ويا موجود زنده اي سراغ داريد که به اين مرتبه برسد؟
از طرفي انساني ديگر با سعي و تلاش به چنان قدرتي مي رسد که با يک نگاه قطار در حال حرکت را نگه مي دارد و يا با يک بادام بمدت يک ماه زندهه مي ماند؟و يا بر روي آتش راه مي رود. ... باز نمي دانم که ايا اين قدرت فوق العاده بدرد هم مي خورد؟؟؟
و دسته سوم جمعي که قدرتشان در اعتقادشان است و ممارستشان در پاکيشان. کساني که کلماتي همچون ايثار، فداکاري ، شجاعت، شهامت و .... در مقابل اعمالشان معنا مي گيرد. جامعه اي را متحول مي سازند و شايد نسلي نو از زندگي را مي سازند، به چنان قدرتي مي رسند که وقتي سوال شود در اين دنيا چه ديدي جز کلمه     ما رايت الا جميل   چيز ديگري بر زبان نمي آورند.
با اين حال در پيش خود فکر مي کردم هنگامي که خداوند انسان را آفريد وبه خود فرمود فتبارک الله احسن الخالقين
مي دانست که اين انسان چه موجود شگفت انگيزي است که توانايي هاي وي را شايد هيچ موجود ديگري نداشته و نخواهد داشت.

+نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت22:40توسط امیر | |