|
شهادت امام هشتم را به همگی شیعیان خصوصا شماتسلیت عرض می کنم. امروز به مجلس عزاداری رفته و در مراسم شرکت نمودم دو مورد نظرم را به خود جلب نمود شاید برای شما نیز قابل توجه باشد، 1- مداحی محترم پس از سخنرانی شروع به مداحی نمود و پس از خواندن چند بیت از حضرت رضا (ع) و شهادت ایشان دلها به سوی کربلا رفت . ناگاه از حال و هوای روضه بیرون آمدم با خودم فکر کردم که این بنده خدا یا بیش لز این در مورد شهادت امام رضا (ع) نمی داند یا فقط جهت مجلس گرم کردن می خواهد بیشتر گریه مردم را در آورد . بقول یک روحانی وقطی مداح می گفت نمی دونم چرا دلها بسوی کربلا یا مدینه سفر می کند میگفت : بیخود ، دل رو برگردون و بر اساس مناسبت روضه بخون علکی هم به صحرای کربلا نزن. 2- یک جوانی که فکر کنم 19تا 21 سال بیشتر نداشت توسط پدر و دونفر از بستگانش که هم سن پدرش بودند دوره شده بود و به وی می گفتند که نسل شما بسیار باهوش ولیکن تنبل است . شما آسایش ، امنیت ، آرامش ، توجه والدین، امکانات و ...... دارید باز هم غر می زنید. اما نسل ما (پدر جوان ) نسل پوست خربزه هست ، تا وقتی بچه بودیم گل خربزه را پدرهامان می خوردند و پوستش را به ما می دادند و اکنون نیز همسرانمان باز گل خربزه را به بچه ها می دهند و پوست خربزه دوباره سهم ما می شود. من که تنها شنونده بودم و بعنوان نفری که شاید بین این دو نسل و شاید به تعبیر دیگر جزو نسل غرغرو بودم دلم می خوایت همانجا خوار بزنمو بگم آیا وافعا" خودتان هم به این حرخها که میزنید اعتقاد دارید؟؟؟؟ آیا نسل حاضر آرامش دارد؟ آیا نسل حاضر امنیت دارد؟ آیا نسل حاضر توجه پدر بر سر آنها هست؟ کدام پدر ؟ همان پدر که دو یا سه شغله هست؟ ایا هدف و آمالی برای بچه هایتان تعریف کرده اید؟ یا حتی باورهای دیرین خود را اکنون با تردید نظاره می کنید و حتی ممکن است نقد هم بکنید؟؟ واقعا چه کسی حد و حدود یک جوان را تعریف می کند؟ آیا تعریف های اجتماعی ما نیاز به بازنگری ویا احیاء مجدد ندارد؟ نظر شما چیست؟
قشنگ یعنی چه؟ _قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال و عشق ، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن _ چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی _چقدر هم تنها! _خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی _دچار یعنی عاشق _ و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد
_ نه وصل ممکن نیست همیشه فاصله ای هست دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
_ نه صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند و باشنیدن یک هیچ می شوند کدر همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز و او و ثانیه ها روی نور می خوابند
و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را به آب می بخشند و خوب میدانند که هیچ ماهی هرگز هزار و یک گره رودخانه را نگشود و نیمه شب ها، با زورق قدیمی اشراق در آب های هدایت روانه می گردند و تا تجلی اعجاب پیش میرانند .....
سهراب سپهری
|
About![]()
در لحظه های شادم شریک باش و اگر غمی هم داری مرا شریک خود بدان شاید با توانایی اندکم گوشه ای از دلتنگیت را بردارم Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 Links
پــریــســا در دریـــای خــوشـبـختـی
مکه در سال 2012 |