تبليغاتX
پشت دیوار انتظار

پشت دیوار انتظار

در زندگی ممکن است انتظارات زیادی داشته باشیم در حالی که چشممان را به داشته هایمان بسته ایم

ارژنگ حاتمي

عدالت: يك نوع شعار انتخاباتي كه بسته به حس و حال مردم از اقتصادي تا اجتماعي و سياسي نوسانات دارد، نام نوعي سهام،



عدالت اقتصادي: يك چيز خوب كه بدون رعايت عدالت در جامعه توزيع مي شود، با آمدن يك ماده بدبو به سر سفره ها رابطه مستقيم دارد، چيزي كه قرار است با دادن يك برگه سهام محقق شود! اخيراً محققان سخت در پي تلاش براي كشف رابطه بين اين موجود و برخي انرژي ها هستند. كلمه هاي نه چندان مرتبط: آقازاده، نور چشمي، با جناق، غارتگر بيت المال، پابرهنه و ...



وسايل لازم براي تحقق عدالت: يك عدد رئيس جمهور، يك عدد حنجره، چند عدد شعار، گوش به مقدار لازم

طرز تهيه : ابتدا يك عدد رئيس جمهور كه شباهت بيشتري به عامه مردم داشته باشد را انتخاب مي كنيم، سپس به مقدار كافي گوش جمع مي كنيم، بعد از آن با حنجره شعارها را خوب به خورد گوش ها مي دهيم، هنگامي كه سوسوي اميد در چشم هاي متصل به گوش ها ديده شد، عدالت محقق شده است!

(در ضمن عدم وجود كنتور براي تحقق عدالت الزامي است.)



ضرب المثل مرتبط: « آب كه سر بالا بره، عدالت اقتصادي محقق ميشه»،« دستش به عدالت نمي رسيد، واسه رئيس جمهور نامه مي نوشت»

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت21:6توسط امیر | |

یادآوری محبت ها و دوست داشتن ها به هر بهانه ای که باشد به نظر من بسیار خوب است . چه مناسبت آن ولنتین تایم باشد و چه مناسبت آن روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان که در ایران باستان به عنوان روز عشق بوده است .

 

كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است.

sokhanshirin@yahoo.com

 

 

 

مبادا یارب آنروزی که من از چشم یار افتم

که گر از چشم یار افتم ، ز چشم اعتبار افتم

شراب لطف پرور، جام میریزی و میترسم

که زود آخر شود این باده ومن درخمار افتم

بمجلس میروم اندیشناک، ای عشق آتش دم

بدم بر من فسونی ، تا قبول طبع یار افتم

تظلم آنقدر دارم میان راهت افتاده

که چندانی نگهداری که من بر یک کنارافتم

عجائب نشئه ای دارم بلند از عشق و می ترسم

که چون منصور حرفی گویم و در پای در افتم

دگر روز سواری آمد و شد وقت آن وحشی

که او تازد بصحرا من براه انتظار افتم

وحشی بافقی

 ولنتاین

 

 

یک قاشق محبت

راستی چند روزی در همین هفته به یک مسافرت کاری رفتم جایی در همین ایران ما که بسیار بکر و دیدنی بود . متاسفانه نتونستم عکس های خوبی بگیرم ولی به عنوان نمونه دوتاشو براتون در اینجا می گذارم . امیدوارم نظر بدین.

 

 مخابرات

 

شاید این دکل های مخابراتی را در خیلی از راه ها از فاصله دور دیده باشید . اما نمیدونید از نزدیک چه عظمتی داره و چه افرادی در دور افتاده ترین جاده ها در پای آن برای اینکه همیشه فعال باشد 24 ساعته کار می کنند.

 طبیعت

 

برفی به عمق حداقل 1 متر

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت21:54توسط امیر | |

با سلام  نمی دونم تا حالا شده کلی برای خودتون برنامه ریزی کنید و برنامه مورد نظر خودتونو با کلی حساب و کتاب اجرا کنید و لحظه آخر یک نفر پیدا شه و ترتیب برنامه ریزیتونو بده . بله درست حدس زدین این اتفاق برای من افتاد. از چند هفته قبل از تاسوعا و عاشورا به همراه خانواده نصمیم گرفتیم بریم یزد.خانم هوای فامیل کرده بود من هم با خودم گفتم برای مراسم عاشورا خوب است که در تفت باشم. نمی دونم چقدر از مراسم عاشورا در تفت و یزد خبر دارید؟ در بعد از ظهر عاشورا در تفت مراسم نخل برداری اجرا می شود. نخل نام سازه ای عظیم و بزرگ است که با چوب ساخته شده و به عنوان نماد تشییع جنازه امام حسین (ع)  اجرا می شود. حال سابقه و داستان آن به چه شکل بوده و هست دقیق نمی دانم ولیکن با وجود وزنی حدود چند تن در یک لحظه همانند پر کاغذ توسط مردم بلند می شود و بر موج جمعیت سوار بدین سوی و آن سوی می رود. خلاصه ما خاستیم بریم در مراسم که همه ملت با ما راه افتادن و 4 ماشین شدیم . هنگامی هم که به آنجا رسیدیم بعلت کثرت جمعیت آقا زاده نیت فرمود که بر کول این حقیر سوار گشته تا هم ایمن بوده و هم از آن بالا نظاره گر جمعیت باشد . با کلی فشار جایی را پیدا کردیم تا به ایستیم و منتظر شروع مراسم . با یک دست آقا زاده را گرفته و با دست دیگر چند عکس از مراسم گرفتم. در این انتظار که زیاد هم به طول نکشید و شاید چند دقیقه به شروع مراسم مانده بود .

 

نخل تفت


 

 آقا زاده از آن بالا ندای در دارد که جیش دارد . و هر چه تر فند داشتیم تا وی بی خیال شود طرفی نبسته و ناگزیر با هزار زور و زحمت خود را از میان جمعیت به بیرون کشیدیم که جایی برای راحت شدن وی پیدا نمایم . و .......

هنگامی که ما خواستیم برگردیم دیدیم که مراسم به اتمام رسیده و مردم دارند صحنه را ترک می نمایند.

بدین سان آقازده در برنامه طرح ریزی شده پدرش جیش نمود

این هم عکس پس از پایان مراسم به رسم  یاد بود.

در آخر مراسم

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت23:57توسط امیر | |

ماه محرم هم فر رسید. حال و هوای شهر به یکباره عوض شده . چراغ ها ، پرچم های عزا و ..... . شهر بکلی چهره دیگری به خود گرفته است . مردم بصورت خود جوش در تکاپوی هستند تا هیئت های عزا داری خود را راه بیندازند.
بعد از نماز مغرب در شهر که راه می روی از هر گوشه ای صدای هیئتی می آید.یک جا صدای سخنرانی، یک جا صدای سینه زنی ، در جای دیگر صدای روضه خوانی ، جایی هم صدای سینه زنی و زنجیر زنی .
هر کس به نحوی مشغول است . هر کس به شکلی ارادت خود و عشق و علاقه خود را به حسین (ع) و خاندانش نشان می دهد. در این شهر بزرگ و پرجمعیت و پر از هیاهوی پیدا می شوند افرادی که شیعه و یا حتی مسلمان نیستند ولیکن در این ایام به برپایی مرایم اقدام می نمایند.
جداً حال و هوای شهر دیدنی است.
ای کاش سیاست گذاران دینی ما ( چه مراجع و چه صداو سیما ) یکم بهتر از این شرایط استفاده می نمودند. در دنیای حاضر کلی باید هزینه کنی تا عده ای اندک را در گوشه ای جمع کنی تا بتوانی آنها را تحت آموزش قراردهی .ولیکن در این ایام دانش آموزان و علاقه مندان این خاندان ، خود با روی باز و عشق و علاقه در سر این کلاسها شرکت نموده و علاوه بر آن خود هزینه تشکیل کلاس و برپایی کلاس را متقبل می شوند. حتی خود مبلغی می شوند برای شرکت دیگران در کلاس عاشورا.
بچه ها رو می بینی که گوشه ای را سیاه پوش کرده اند و دور هم جمع شده اند. چای می دهند ، نوار سینه زنی گذاشته اند و خود دسته ای کوچک تشکیل داده اند. هیئت های قدیمی و با سابقه که پیر غلام های اهلبیت بر پا می کنند جای خود دارد.
ای کاش کسی بود ویا سازمانی بود که هیدت ها را بررسی می نمود . درست است که همگی با عشق و علاقه نسبت به برپایی هیئت ها اقدام می نمایند ولیکن در بعضی از این هیئت ها بعضی از عاشقان حسینی که مملو از عشق و علاقه به حسین و خاندان او هستند ولی مطالعات کمی دارند و یا حتی به سنت ها دیرین بدون تفکر اقدام می نمایند آگاه ساند که هدف برپایی اینگونه مراسم چیست؟ و آداب برپایی مراسم سوگواری چه می باشد؟ نه امام حسین (ع) و نه اهل بیت نیازی بر گریه و عزاداری ما ندارند. انچه که نیاز است آگاه شدن ماست . پیدا کردن خود ما در راه حسینی است .
بگذریم .
دیروز که به مسجد محل رفتم یاد دوستی افتادم . دوستی که قریب 22 قدمت دوستی با وی دارم . همیشه با هم به مسجد محل می رفتیم . از آن موقع که مسجد زمینی خالی بیش نبود و برای محرم چادر می زدند تا کنون. حتی بعد از فارق التحصیل شدن از دانشگاه و ازدواج ممکن بود در طول سال همدیگر را نبینیم . ولی هر طور بود برای این ایام خود را به مسجد میرساندیم و با هم بودیم . آلان کجاست؟ می توانید وبلاگش را بخوانید (( یادداشت های شبانه))

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت20:22توسط امیر | |