اگه یکم دقت کنند می بینند که همین آدم متشخص تا گردن تو لجن زندگی میکنه
در زندگی افرادی هستند كه مثل قطار شهربازی هستند،
از بودن با آنها لذت میبری ولی با آنها به جایی نمیرسی.
اینجا من تنها یک قطار شهربازی بودم؟
دیروز با یکی از همکاران در مورد تفاوت نوع رابطه ها صحبت می کردیم . ایشان اعتقاد داشتند که در یک رابطه فرق نمی کند رابطه زن و شوهر رابطه والدین و فرزندان رابطه با یک دوستی که سالهای متمادی با هم بودیم با رابطه معمولی و زود گذر و نیم ساعتی با فردی که به طور تصادفی در رستوران یا کافی شاپ با او آشنا شدیم یکسان است.
همانطور که نبود این شخص را بعد از مدتی کوتاه فراموش می کنیم رابطه های بالا را که اسم آوردم باید به راحتی از کنارش بگذریم و خیلی خودرا پایبند آنها یعنی زن و بچه و دوستان دیرین نکنیم .
اما به نظر من کمی بی انصافی است .
بحث دیگرمان این بود که ما عادت کردیم بی عرضه گی خودمان را در بعضی موارد بر گردن دیگران انداخته و به نوعی آنها را بی عرضه نشان دهیم
شما چه نظری دارید ؟
جاتون خالی در هفته گذشته به مناطقی رفتم که دیدنش برایم بیشتر شگفتی داشت و نکته جالب اینکه خیلی ها شاید هنوز بعضی از این جا ها رو نشنیده و ندیده باشند .
منطقه سپیدان یا اردکان فارس، آبشار مارگون ، آبشار یاسوج ، تنگ مهربان، تنگ تیزاب ، برم فیروز و .... جاهای زیادی که در این منطقه واقعا تعجب ادم را بر می انگیزد به چند نمونه عکس توجه شما رو جلب می کنم.
آبشار مارگون

برم فیروز

شهرستان سی سخت

بهشت گمشده

![]()
و حافظیه


لبخند تو به چه هست؟

من دلم می خواهد
خانه ای
داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش
دوستهايم
بنشينند آرام
گل بگو گل
بشنو
هرکسي مي
خواهد
وارد خانه پر
عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل
سرخ
به من هديه
کند
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و
رياست
بر درش برگ
گلي مي کوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مي نويسم اي يار
خانه
ي ما اينجاست
تا
که سهراب نپرسد دیگر
"خانه
دوست کجاست؟ "